از سرزمین شمالی
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۶, شنبه
۱۳۹۴ فروردین ۲۸, جمعه
توضیح در مورد ثبت و ارسال اظهارنامه در سوئد به زبان فارسی
زمان ارسال اظهارنامه های مالیاتی فرا رسیده استشما می توانید با مراجعه به وب سایت اداره مالیات سوئد،با استفاد از امکان امضای الکترونیکی،برگه های مالیاتی را که با پست برایتان ارسال شده مشاهده و پس انجام تغییرات لازم، تایید و برای اداره مالیات ارسال نمایید.اگر چنانچه فقط می خواهید برگه های مالیاتی را که دریافت کرده اید،تایید کنید،در این صورت می توانید با تماس تلفنی و یا ارسال پیامک و یا با استفاده از اپلیکیشن مربوطه اطلاعات برگه های مالیاتی دریافت شده را تا قبل از چهارم ماه می تایید نمایید. اما چنانچه می خواهید مواردی را در برگه های مالیاتی تغییر دهید شما احتیاج به یک شناسه (e-legimation ) دارید مانند شناسنامه بانکی ویژه تلفن همراه (Mobilt BankID).افرادی که اظهارنامه مالیاتی خود را از طریق پیامک،تماس تلفنی و یا با استفاده از خدمات اینترنتی و یا تلفن همراه انجام می دهند می توانند مالیات برگشتی خود را تا پیش از وسط تابستان (Middsommar) دریافت نمایند.یادتان باشد هنگام ارسال اظهارنامه به هریک از طرق گفته شده حتما باید یک رسید دریافت نمایید. عدم دریافت رسید به معنی آن است که اظهارنامه شما دریافت نشده و بار دیگر باید پروسه تایید اظهارنامه را به دقت پیگیری نمایید. اگر از طریق تلفن اظهارنامه مالیاتی خود را تایید کرده اید اما از رسیدن آن مطمئن نیستید می توانید مجددا زنگ بزنید و اطمینان حاصل کنید. فرم کاغذی اظهارنامه مالیاتی را می توانید تحویل اداره مالیات دهید و یا با الصاق تمبر به میزان کافی فرم های امضاء شده را با پست برای اداره مالیات بفرستید. برای دریافت اطلاعات بیشتر و مشورت با شرکت هایی که در زمینه تکمیل و ارسال فرم های مالیاتی اشخاص و شرکت ها دارای تجربه هستند به لینک زیر در سایت راهنما مراجعه فرمایید.http://rahnama.se/category/ekonomi/redovisningsbyra/فیلم پیوست توسط اداره مالیات سوئد و به زبان فارسی تهیه شده است
Posted by راهنمای ایرانیان سوئد on Monday, 13 April 2015
۱۳۹۳ مهر ۳۰, چهارشنبه
همراه با حسین فاضلی - دونده ماراتن ایرانی و نفر سوم مسابقه ماراتن سوئد در رده بالای 50 سال
حسین فاضلی تاکنون در عرصه رقابت های داخلی و بین المللی موفق به کسب عنوان های متعددی شده است. در این گزارش کوتاه حسین از خاطرات اش می گوید و همه را به ورزش کردن تشویق می کند.
۱۳۹۳ تیر ۲۰, جمعه
۱۳۹۳ فروردین ۸, جمعه
پروفسور دیوید تورفیل استاد دانشگاه سودرترن استکهلم
پروفسور دیوید تورفیل استاد دانشگاه سودرترن استکهلم است. او زبان فارسی را به خوبی صحبت می کند و با فرهنگ ایران آشناست. می گفت در دوره ای که در اصفهان در دانشگاه درس می خوانده هر روز صبح نان داغ می خریده ولی سال گذشته که به ایران رفته نانوایی که می شناخته تعطیل شده و نان سرد در کیسه ای پلاستیکی خریده.
۱۳۹۲ اسفند ۲۶, دوشنبه
۱۳۹۲ شهریور ۱۷, یکشنبه
قامیشلی
هر جایی که باشی،تو هر وضعیتی که هستی،لبخند بزن،شاید لبخند تحویل بگیری! اگه شادی یه لبخند گرم، اگه هم خسته و غمگینی یه لبخند سنگین و پر حس، ضرر نمی کنی، لبخند آدم ها رو باهات همراه می کنه ،یا تو شادی ات شریک می شن و اگه باهات هم کلام شدن ،دردت رو تسکین می دن. بعضی وقت ها هم وقتی دلت گرفته و هم صحبت که پیدا می کنی، می بینی ،گرفتاری هات پیش درد و غم مردم هیچه! خلاصه به این نتیجه می رسی که نه بابا، وضع ات اون قدر ها هم خراب نیست و این گرفتاریها نمک زندگیه، آدم زرنگ ها گرفتاری ها رو زود می زارن کنار، عزم شون رو جمع می کنن، می رن جلو، از اشتباهاتشون درس می گیرن ولی خودشون رو نمی بازن، از گرفتاری هاشون برای این و اون خاطره تعریف نمی کنن.
وصلان اهل سوریه است. شهر قامیشلی یه سوریه است. 10 ساله که آمده استکهلم. آدم موفقیه، برای خودش کسب و کار خوبی داره. وصلان تونسته تو یکی از محلات سوئدی نشین استکهلم برای خودش کلی مشتری دست و پا کنه، همه بهش احترام می زارن، سوئدی هایی که از محل رد می شن باهاش سلام علیک دارن... تو شهری که سلام کردن توش کپنیه .
شهر قامیشلی،لب مرز سوریه و ترکيه است. سکنه اين شهر ترکيبی از کردها، عربها، آشوريها، سريانيها و ارمنيهاست.اين شهر به داشتن محصولات کشاورزی نظير جو، گندم و عدس مشهور است. در قاميشلی تعدادی چاه نفت و گاز نيز وجود دارد. شاید به همین دلیل که جنگ تو سوریه دامن شهر قمیشلی رو هم سخت گرفته. 10 ها هزار نفر از اهالی این شهر رو به دلیل جنگ ترک کردن اما وصلان قمیشلی رو به یه دلیل دیگه ترک کرده .
پدر وصلان یکی از مالکان متنفذ و همه می شناسنش. وصلان بیست سالش که می شه،عاشق یکی از عموزاده هاش که 18 سالش بوده می شه. اونها همدیگر رو دوست داشتن اما کدورت هایی که از زمان پدر بزرگ هاشون مونده بوده مانع این ازدواج می شه. خانواده دختر نهایتا راضی می شن اما پدر وصلان رضایت نمی ده. دست آخر وصلان می ره لبنان و اونجا با دختر عموش ازدواج می کنه، به پدرش خبر می ده ولی پدرش وصلان و طرد می کنه،وصلان که تو ناز و نعمت بزرگ شده حالا باید سخت کار می کرده، اوضاع کار تو لبنان خوب نبوده،وصلان تصمیم می گیره یه جای بهتر، اول خودشون می رسونه روسیه و بعد مدتی می آد سوئد. آخه تو استکهلم برادر کوچکتری داشته که می تونست ازش کمک بخواد. برادر دست وصلان رو می گیره، براش یه مغازه کوچیک اجاره می کنه و وصلان کاسبی رو شروع می کنه. زبون سوئدی بلد نبوده و شانس اش رو برا جلب مشتری با لبخند زن امتحان می کنه. مشتری ها یه جنسی رو بر می داشتن یا به طرفش اشاره می کردن و قیمتش رو می پرسیدن، موقع حساب و کتاب وصلان چند کرونی تخفیف می داده و کارش راه می افتاده، وصلان کردتبار کم کم تو محل برای خودش اعتباری رو دست و پا می کنه،طوری که آلان تونسته قرضش رو به برادرش پس بده و امورات زن و سه فرزندش رو حل و فصل کنه، هنوز هم عاشق زنشه، زنی که تو سایه عشق وصلان جوان و شاد به نظر می رسه و به چین و چروک ها و چهره جدی و دست های زبر و کارکرده وصلان مفهوم می ده. چند سالیه که پدرش هم با وصلان آشتی کرده و حالا تمام مشکلاتی که داشتن خاطره شده و زندگی و عشق و شادی جریان زندگی شون شده.
فرقی نمی کنه کجا باشی، هر جا که باشی اگه می خوای یه خانواده خوب داشته باشی و شادی رو تجربه کنی، باید صبور و مسئولیت باشی. یعنی باید حرف که می زنی، به حرفت پابند باشی، اطرافیانت باهات احساس آرامش کنن، مشکلات رو تحمل کنی و با هر سختی که پیش آمده برخورد معقولی داشته باشی، سختی ها ممکنه بتونن تو صورتت چین و چروک بندازن ولی دلت صاف باشه. نداشتن موقتی می تونه باعث بشه آدم قدر داشته هاشو بیشتر بدونه.
هر جایی که باشی،تو هر وضعیتی که هستی،لبخند بزن،شاید لبخند تحویل بگیری!
اشتراک در:
نظرات (Atom)
